تبلیغات
variety and spicy - جوک باحال
چهارشنبه 4 فروردین 1389

جوک باحال

   نوشته شده توسط: محمد تمبرچی    

 

 



 

 






یه نفر میره دکتر میگه: دکتر من چه کارایی بکنم که ۱۰۰ سال عمر کنم؟ دکتر میگه ببینم سیگار میکشی؟ میگه نه. مشروب میخوری؟ نه. خانوم بازی میکنی؟ نه... پس میخوای ۱۰۰ سال عمر کنی چه گهی بخوری ...
---------------------------------------------------------------------

به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

-----------------------------------------------------

به خروسه میگن : چرا معتاد شدی؟ میگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ویترین معتاد نمی شی

-----------------------------------------------------

رفتن معتادها به سربازییک معتاده میره دوره سربازی، همون صبح روز اول یارو سرگروهبانه شروع میکنه به دستور دادن نرمشهای بدنی و دویدن و … میبینه معتاده خیلی آرومه و هیچ کاری نمیکنه، خلاصه واسه اینکه هم حال اینو بگیره و هم به بقیه درسی بده ، به معتاده میگه باید 10 بار دور میدون بدویی، بعدشم بیای اینجا 50 تا شنا بری بعدشم 50 تا بارفیکس بری بعدشم از اینجا تا میله پرچم سینه خیز بری.یارو معتاده به سرگروهبانه میگه: جناب شروان، مگه دوره شرباژی شش شال شده؟

-----------------------------------------------------

یه روز دو تا معتاد با هم حرف می‏زدن. یکی از اونا گفت: شنیدی دیشب مهندش موشوی در مورد مهتادا چی گفت؟
اون یکی پرسید: موشوی دیگه کیه؟
گفت: موشوی دیگه، نخشت وژیر.
پرسید: موشوی شد نخشت وژیر؟ پش مشدق رفت؟

-----------------------------------------------------

پسره توپش میوفته توی خونه همسایشون که معتاد بوده.
در میزنه، وقتی معتاده در رو باز می کنه، میگه: آقا توپم توپم توپم
معتاده میگه: خب ممننم توپم ولی هیچ میام در خونتون رو بزنم بگم: توپم، توپ 

-----------------------------------------------------

نماز خوندن معتادها
معتاده در حال نماز خوندن : …الحمدلله رب العالمینخدایا سرتو درد نمیارم … ، ولاالضالین!

-----------------------------------------------------

یه معتاد داشت تریاک میکشید ,یهو پلیس میاد میگه بی حرکت . معتاده میگه کو تا حرکت.!

-----------------------------------------------------

معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، میگه: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!

-----------------------------------------------------

یه معتاده هی داد میزد تاکشی تاکشی، بالاخره یک تاکسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود

-----------------------------------------------------

از یه معتاد میپرسن چرا معتاد شدی ؟میگه بابچه ها قرار گذاشتیم روزای تعطیل بکشیم یهو خوردیم به عید نوروز.

-----------------------------------------------------

به معتاده می گن : فرق تو با ورزشکارها چیه ؟ 
می گه : اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی

-----------------------------------------------------

یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت می کشید 
ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار می کشی ؟ 
میگه یکی واسه خودم یکی هم از طرف دوستم که زندونه 
بعد از یه مدتی می بینن همون معتاد یه دونه سیگار می کشه 
بهش میگن حتما دوستت از زندان آزاد شده !! 
میگه نه خودم ترک کردم

-----------------------------------------------------

حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: “پرده دوم، دو سال بعد”
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!
—————————

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!
—————————
تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!
—————————
به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم!
—————————
حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟”


رشتیه شب بلند میشه بره توالت به زنش میگه جای منو نگه دار تا بیام ...
---------------------------------------------------------------------
اخبار دیروز: به یک زن رشتی که در پارک مشغول دویدن بود تجاوز شد.
اخبار امروز: امروز هزاران زن رشتی در پارکها میدوند ...
---------------------------------------------------------------------
ترکه میره بدنسازی، مربی بهش میگه وقتی بیایی هفته اول بدنت درد میگیره. ترکه میگه پس من میرم هفته دوم میام.
---------------------------------------------------------------------
ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازدش دور

..................................................................................


 
خداوند وقتی آسمان را آفرید گفت چه زیباست. زمین را آفرید گفت چه زیباست. مرد را آفرید گفت چه زیباست. زن را آفرید گفت:، اشکال نداره، آرایش میکنه...
اینام جالبن:
دخترا دنبال یه پسر میگردن که ۱۰۰۰ تا آرزوشون و برآروده کنه، ولی پسرا دنبال ۱۰۰۰ دختر میگردن که یک آرزوشون و برآورده کنه...
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
یه نفر از خدا پرسید چرا اینقدر زنها رو اینقدر ملوس آفریدی؟ خدا گفت تا شما اونا رو دوست بدارید. گفت پس چرا اینقدر احمق آفریدیشون؟ خدا گفت تا اونها هم شما رو دوست بدارند...

................................................................................

چندنفر داشتن میرفتن كوه ، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع می‌كنه میگه: چ چ چ... . ملت
اول یكم نگاش می‌كنن ببینن چی‌میخواد بگه،‌ بعد می‌بینن نمی‌تونه حرفش رو بزنه، بی‌خیال میشن و راه میافتن، این بابا هم همه مسیر همینجور هی ‌میگفته چ..چ..چ.. وقتی میرسن بالا میخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره میگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر یادم رفت! ملت میگن ای بابا رودتر می‌گفتی، حالا باید برگردیم پایین! تو راه برگشت سر پرسته هی میگفته: ش ش ش.. ولی ملت دیگه شاكی بودن و كسی توجه نمی‌كرده، وقتی می‌رسن پایین یارو بالاخره میگه: !!!ش..ش..ش..شو..شو..شوخی كردم
...............................................................................

غضنفر میره سلمونی، میگه: جناب این ریش مارو اصلاح کن. سلمونیه می‌بینه طرف ساده است، میگه بگذار یکم سرکارش بگذاریم. بهش میگه: ‌خشک بزنم یا تر؟ غضنفر میگه: ‌یعنی‌چی، چه فرقی میکنه؟ میگه: ببین، اونایی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمی زنند، ولی اونایی که سابقشون پاکه خشک می‌زنند. غضنفر بهش برمی‌خوره،‌ میگه:‌ یعنی چی آقا؟! معلومه که باید خشک بزنی! یارو هم شروع میکنه همینجور خشک خشک ریش بدبخت رو تراشیدن. یکم که میزنه، غضنفر پدرش درمیاد، میگه : وایسا، وایسا! یه چیزایی داره یادم میاد!

************************

در یک نظر سنجی از مردم دنیا می خواستن نظرشونو راجع به کمبود غذا در سایر کشورها بگن. کسی جوابی نداد! مردم افریقا نمیدونستن غذا چیه, مردم آسیا نمیدونستن نظر چیه, مردم اروپا نمیدونستن کمبود چیه, و مردم امریکا نمیدونستن سایر کشور ها چیه!

************************

سوسکه قرص اکس می‌خوره، میره زیر لنگه کفش میگه: بکش لامصب، بکش!

************************

از کسی پرسیدن: سه تا پرنده نام ببر.گفت: کبوتر، کلاغ، خر
گفتند: کبوتر و کلاغ درسته، اما خر که نمی‌تونه پرواز کنه؟
گفت: خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد.

************************

یک بابایی رو می خواستند توی ولایت اعدام کنند. بهش می گند: ‌چون تو اینجا غریبه هستی و مهمان ما به حساب میای، ما بهت یک تخفیف میدیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب کنی. یارو هم اتاق گاز رو انتخاب میکنه. خلاصه میگیرند میبرنش تو یه اتاقی، یارو نگاه میکنه میبینه اتاقه سقف نداره! می زنده زیر خنده، میگه: هِهِه! اتاق گاز اینا رو ببین! همولایتی ها بهش میگن:‌ بخند! ‌ وقتی کپسولای گاز افتادند رو سرت، اونوقت می فهمی!

************************

شخصی میره کتابخونه، کتاب رو پس میده. خانم کتابدار میگه: کتابش جالب بود؟ میگه: والا شخصیت زیاد داشت، اما داستان خاصی نداشت. کتابدار میگه: ای وای! پس شما دفترچه تلفن منو بردین؟

************************

یه بابایی پسرشو می‌‌بره آزمایش کنه، ببینه دیوونه است یا نه! دکتر به پسره میگه: برو با این آبکش آب بیار.پدرش میگه: این خسته‌ است، بذار خودم برم بیارم!

************************

بعد از اتفاقات انتخابات، یه بابایی خیلی چشمش از سیاست و کارهای سیاسی می‌ترسه. مریض می‌شه میره آمپول بزنه، تزریقاتیه ازش میپرسه: چپ بزنم یا راست؟ بنده خدا میگه: داداش این باسن ما رو سیاسی نکن! همون وسط بزن بریم!

************************

یه روز 40 تا کله رو با 40 تا پاچه میندازن تو دیگ و از غضنفر می‌پرسن: از کجابدونیم کدوم پاچه مال کدوم کله‌ست‌؟ میگه: زیر پاهارو قلقلک میدیم، هر کله که خندید معلوم میشه مال اون پاچه است.

************************

یه بنده خدایی میره به یکی دیگه خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: مرگ یه شتری بود که در خونه همه میخوابید. یارو میگه: خب؟ میگه: این دفعه رو ننه تو خوابید!

************************

یه یارو میره زیر غلطک، دوستش میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریک. غضنفر میگه: حالا دیگه صاف وپهنه

************

از غضنفر می پرسن : نظرت راجع به گل چیه ؟

میگه : گل خیلی زیباست ، خیلی خوش عطره ، اصلا حدیث داریم:

گل هو الله احد

*

*

*

تو شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد

تو اصفهان گدا رو از پولدار

تو تهران دختر رو از پسر!!!

*

*

*

غضنفر داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ،

پسرش میگه : واسه چی ؟

میگه : هم مریضیه باکلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد..

*

*

*

غضنفر داشته میمرده همه دورش جمع میشن بهش میگن وصیت کن .

میگه : کنار سنگ قبرم پوست موز بزارین!!!!!!!!

میگن : این دیگه چه وصیتیه؟؟؟؟

میگه شما نمیفهمید ، وقتی کسی بخواد از کنار قبرم رد بشه لیز میخوره میوفته ، من هم میخندم روحم شاد میشه!!!!

*

*

*

به یارو میگن این خیابون به کجا میره ؟

یارو جواب میده : والا من 40 سال تو این خیابون زندگی میکنم ندیدم جایی بره!!!

************


http://eleanor6carey83.exteen.com
شنبه 14 مرداد 1396 07:33 ق.ظ
Hello there, I discovered your website via Google while searching for a related
topic, your web site got here up, it appears great.
I've bookmarked it in my google bookmarks.
Hello there, just became alert to your weblog through Google, and located that it is really informative.
I'm gonna be careful for brussels. I will be grateful when you
proceed this in future. Numerous folks will be benefited
out of your writing. Cheers!
وحید
چهارشنبه 11 فروردین 1389 01:02 ب.ظ
خوبه موفق باشی
سعید تمبرچی
چهارشنبه 11 فروردین 1389 12:59 ب.ظ
سلام دمت گرم باحال بود
محمد حیدری
جمعه 6 فروردین 1389 12:52 ب.ظ
افرین
قشنگ بود
وبت هم در google ثبت شده
زهرا
جمعه 6 فروردین 1389 12:42 ق.ظ
سلام
ای ول خیلی تحولات روی داده
با حال بود
و قشنگ
موفق باشی
علیرضا
پنجشنبه 5 فروردین 1389 01:05 ب.ظ
سلام
جالب بود
موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر